تاج الدين احمد وزير
202
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
عيبجويانم حكايت « 1 » پيش جانان گفتهاند * من خود اين پيدا همىگويم كه پنهان گفتهاند عيد ، مبارك اى صنم چون به مباركى رسيد * باده بده كه خوش بود باده به بامداد عيد * 160 * حرف الغين غيرتت غير در جهان نگذاشت * لاجرم عين جمله أشيا شد * * * غزال ار به كمند اوفتد عجب نبود * عجب فتادن مردست در كمند غزال * * * غايت آنست كه ما در سركار تو شويم * مرگ ما باك نباشد چو بقا [ ى ] تو بود « 2 » * * * غمزهء سرمست ساقى بىشراب * كرد هشياران مجلس را خراب * * * غيرت عشقت از آن بربود خواب از چشم من * تا نبيند چشم تردامن جمالت را به خواب * * *
--> ( 1 ) حكاية . ( 2 ) اين بيت تفسير كلمه اول در باب الظّاء آمده است .